کتاب های نشر مخاطب

معرفی کتاب

  

فلسفه حقوق بشر

مولف: پاتريك هيدن

مترجم: مهدي يوسفي، رضا علي ميرزايي

2455 بازدید 0 امتیاز با 0 رای

  • نوع: ترجمه
  • ناشر: نشر مخاطب
  • سال انتشار: 1392
  • نوبت چاپ: اول
معرفی کتاب:

در مقدمه این کتاب می خوانیم:

اين كتاب درآمدهاي زيادي به تناسب مولفان و مترجمان آن پذيرفته است و من نمي‌خواهم با مقدمه مطول ديگري بر حجم آن بيفزايم. از اينرو بعنوان ناظر اين اثر براي خواننده فارسي زبان نكاتي را متذكر مي‌شوم.

  1. حقوق‌بشر قدمتي به عمر بشر دارد و تنها قلم زدن در مورد آن در دوران اخير افزايش يافته است. اين بيان در رد فرضيه‌اي طرح مي‌شود كه حقوق‌بشر و فهم از آن را محصول عصر مدرن مي‌داند. كتاب حاضر نشان مي‌دهد كه چنين فرضيه‌اي لزوماً درست نيست. گاهي چنين به نظر مي‌رسد كه با شايع شدن مباحث نظري حقوق بشري در دوران معاصر، جهان و انسان به تكاملي جاوداني و پردوام دست يافته‌اند كه پيشينيان ما توان بر درك و خلق آنرا نداشته‌اند. هرچند بخش اول اين سخن قابل تامل و ترديد باشد اما بي‌شك بخش دوم آن درست نيست و قابل طرد و رد است. اينكه حقوق‌بشر بنياني عقلاني و فلسفي دارد نشان مي‌دهد كه فهم و بكارگيري آن منوط به دوران حاضر انسان مدرن يا پسامدرن نيست بلكه همواره دركي از انسان و حقوق او وجود داشته است. گذشتگان ما اگر بيش از ما اهتمام به حقوق‌بشر نداشته‌اند حداقل كمتر از ما هم نسبت بدان متنبه نبوده‌اند. مروري بر منشورهاي حقوقي جهان معروف به عصر قديم كه در آن سخن از حقوق انسان بكار رفته نشان مي‌دهد كه به هر ميزان قامت و قدمت يك تمدن بلندتر بوده بي‌ترديد بيشتر بر بنيان حقوق انساني ابتنا يافته است.
  2. حقوق‌بشر معطوف به فهم غربي نيست هر چند متاسفانه عموم گفتمانهاي رايج براساس ذهنيت غربي شكل گرفته است. اگر حقوق قديم كه رگه و ريشه‌هاي طويلي در تمدن ايراني دارد تنها در برگي از دفتر خاطرات مندرج بر سنگ نبشته‌هاي خود، منشور كورش كبير را بجاي گذاشته باشد براي جهانيان كم مباحات نيست تا عالميان بدان بنازند و به حقوق انساني مذكور در آن ببالند. اگر حقوق كلاسيك تنها در صفحه‌اي از حقوق ديني آدميان، منشور مدينه النبي (ص) را داشته باشد بي‌ترديد بايد به تعبير حميدالله، حقوقدان بزرگ مسلمان، اين اولين قانون اساسي بشريت را ممد و حامي حقوق انساني دانست تا در سايه آن حق‌هاي انساني بهتر درك و اجرا گردد. بخشي از كتاب حاضر در تبار شناسي از حقوق‌بشر به كالبد شكافي متون تاريخي پرداخته تا مباني فلسفي و كهن پيرامون حقوق‌بشر را عموماً مبتني بر يك رويكرد غربي توضيح دهد.
  3. ادبيات شرقي يا حداقل غيرغربي در يك بررسي تاريخي بسيار غني‌تر از ادبيات غربي است. اگر بر مباني نظري مباني عملي را هم بيفزاييم در آن صورت مي‌توان بدون تعصب مدعي شد كه هرجا گرايش معنوي بيشتر بوده است توجه به صلح و عدالت بيشتر بوده است. موضوعاتي كه در مطالعه آثار كلاسيك بعنوان جوهره حقوق انساني تلقي مي‌گردند. همين جا بايد از اولين خلا در اين كتاب پرده برداشت: كمرنگي ادبيات شرقي و به ويژه اسلامي در اين خصوص. مولف محترم بيشتر بعنوان مدوني متبحر هرچند تلاش كرده‌اند تا به نوعي توازن در ارائه مطالب متن دست يابند اما عملا به چند دليل اين موفقيت حاصل نشده است. اول آنكه مولف شخصا مدعي نشده است كه بر ادبيات سترگ غيرغربي احاطه كامل دارد. ديگر آنكه مولفان مقالات اين مجموعه افراد بومي مناطق مختلف جهان و نمايندگان فرهنگها، مكاتب و اديان مختلف نبوده‌اند. سوم آنكه به دليل غلبه گفتمان غربي و توسعه ادبيات معاصر بر مبناي قرائت غربي از حقوق بشر، در عمل ساير نگاهها به حاشيه رفته و مولفان به دليل سهل‌الوصول بودن ادبيات غربي عموماً بدان اكتفا كرده‌اند و مقالات خود را از دائره نگاه خاص بيرون نكشيده‌اند. اغلب همان ديدگاه اروپايي و بيشتر نگاه انگليسي زبان را معيار قرار داده‌اند.
  4. حقوق‌بشر فراتر از اسناد و حقوق‌بشر رايج است. يكي ديگر از مزاياي كتاب حاضر آنست كه با قرائتي تاريخي كوشيده است تا براي حقوق‌بشر معاصر رگه‌هاي تاريخي دست و پا كند. هرچند في نفسه اين تلاش نيكوست اما در موضعي برتر بايد اين نتيجه را هم از كتاب حاضر قابل استنباط دانست كه نشان مي‌دهد حقوق‌بشر لزوماً محصور در ادبيات رسمي و رايج حقوق بين الملل معاصر نيست و مي‌توان اسناد موجود را براساس متون تاريخي مورد قضاوت قرار داد و از صحت و سقم و كارامدي و ناكارامدي آنها در يك قياس و مقياس تاريخي پرده برداشت. از اين منظر حقوق‌بشر معاصر در قالب اسناد بين‌المللي هرچند محترم است اما مقدس نيست تا از محك مناطهاي تاريخي در امان باشد و انتقاد را برنتابد.
  5. حقوق‌بشر در دوران معاصر بيشتر بايد مطالعه و اعمال شود چون بيشتر از گذشته بشر و حقهاي بنيادين او در خطر است. اين بيان پاسخي به اين پرسش است كه مدام مي‌گويد چه شده است كه امروزه حقوق‌بشر نه بعنوان يك حق شناخته شده و مضاف براي همگان بلكه بيشتر بعنوان سندي در راستاي منع تجاوز و سد تعدي به انسانهاي همنوع مورد تاكيد قرار مي‌گيرد. شايد بتوان گفت كه كتاب دوجلدي حاضر براي اين نگاه البته توضيحي ندارد و شايد اساساً با اين بيان هم همسو نباشد. با اينحال مطالعه كل كتاب مي‌تواند ما را در رد يا اثبات گزاره فوق بيشتر مدد رساند.

بي ترديد كتاب حاضر تلاشي بسيار ارزشمند است. ارزشمندي اين اثر فراتر از بيان متنوع و تجميع متكثر اراي نظري، بيشتر از آن رو مهم است كه توانسته است براي حقوق‌بشر فارغ از فضاي حاكم سياسي بر آن، بعنوان دانشي ميان رشته‌اي ادبيات غني فراهم آورد و بدين وسيله بر هويت فلسفي و حقوقي حقوق‌بشر مهر تاييد بنهد تا خوانندگان آن را كمك كند تا بعنوان يك دانش به حقوق‌بشر نگرند و نه لزوماً يك گرايش.

در اينجا لازم مي‌دانم تا به سهم خود از مولفان و مترجمان محترم تقدير و تشكر كنم كه فرصت چنين بحثي را در سطح فراملي و جهاني فراهم كردند تا دانشگاه‌هاي مختلف و خوانندگان علاقمند بر تكثر اراي مختلف و بنيان‌هاي كهن و متفاوت حقوق‌بشر وقوف يابند.

  • Currently 0/5 Stars.
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
نظرات

ارسال
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.

جستجو در کتاب ها


عنوان:

مولف:

مترجم:

شابک:

شماره کتابشناسی ملی:

معرفی کتاب:

طراحی سایت: ایز وب